مخبر - 1398/07/24 - علی علیزاده : . سفارت ایران لای نخلستانها ابوعلی. ابوعلی. ابوعلی. دستهایم را ول کن. باید بروم. منتظرم هستند. رها نمیکند. با لهجه غلیظش به فارسی میگوید پاس فردا شب ب...
 
علی علیزاده
1398/07/24 - 17:29

.
سفارت ایران لای نخلستانها
ابوعلی. ابوعلی. ابوعلی. دستهایم را ول کن. باید بروم. منتظرم هستند.
رها نمیکند. با لهجه غلیظش به فارسی میگوید پاس فردا شب بعد عشا حرکات. یعنی پس فردا شب بعد از شام میگذارم بروی. پنج دقیقه بعد دستم را بالاخره جدا می کنم و فکر می کنم کوتاه آمده که می بینم حسین دوازده ساله و مقتدای پانزده ساله دو پایم را گرفته اند. ابوعلی با اخم مصنوعی و بازیگرانه اش میگوید: ابوعلی صدام، ابوعلی اجبار. لاحرکات.
ابوعلی اینجا کجاست؟ اینجا که اتاق خواب بچه هایت است. نه. نه. اصلا. ما نمیتوانیم اینجا بمانیم. و ابوعلی مثل شیری غرش میکرد که یعنی عصبانی است و بعد ادای گریه کردن در می آورد که یعنی مثلا غمگین است.
ابوعلی به کمک دو پسرش، مقتدا و حسین، که نقش هنرپیشه های مکملش را دارند خانه را به صحنه تئاتر یا نوعی کارنوال تبدیل میکند. خودش را جلوی مهمانان دست می اندازد تا به ظاهر سرگرمشان کند. اما هدفش چیز دیگری است.
او هرچه مرز میان مهمان و صاحب خانه است را برمیدارد.

ابوعلی مینیاتوری از جامعه شیعیان عراق است. جامعه ای که در سالهای جنگ صدام با ایران مخفی شد، فرار کرد، زندان رفت، شکنجه و کشته شد. که به محض فرصت یافتن در سال هفتاد و دو قیام کرد و انتفاضه شعبانیه براه انداخت و اعدام شد و گورهای دسته جمعی را پر کرد. که از نخستین روز فتوا در سال نود و سه براه افتاد و مقابل داعش جنگید. و جامعه ای که هر اربعین، زمان را تعلیق میکند و به دنیای از خودبیگانه و اقتصاد محور و کالایی شده ی امروز «نه» میگوید.

این ابوعلی است. کسی که چهل سال است زندگیش با ایران درهم آمیخته. که به خاطر نجنگیدن با ایران شش سال زندگیش را از دست داده و حالا خانه اش را سفارت ایران در طویریج کرده.
اگر سفر اربعین تا اینجا مهمان نوازی عراقیهایی بود که با کرمی عجیب و سخاوتی باورنکردنی میگذاشتند داخل خانه شان شوی و با انها همسفره و همکلام شوی، ابوعلی میگذاشت «خانه» را تجربه کنی. و منی که در دو سال گذشته بیست و دو بار خانه عوض کرده ام و سالهاست تجربه خانه نداشته ام، نفهمیدم چه شد که یادم رفت اینجا مهمانم و این خانه ی من نیست و اینجا به دنیا نیامده ام و بخشی از اینجا نیستم.

در دنیای مرزکشیده ی امروز، در دنیای فردشدگی و تنهاشدگی، در دنیایی که غریبه ایم، که انسان در موقعیت تبعید است، که یا تبعیدی بیرون از وطن است یا وطن چنان سنگین که رویای کاذب رفتن به جایی دیگر بخشی از رویای روزانه بسیاری از ما، اینجا، و روابط انسانی و خارج از مبادله ی آن، تو را در خانه ای میگذارد که هیچ وقت نداشته ای.

این پست به صورت خودکار از شبکه های اجتماعی اخذ شده و بدون تغییر نمایش داده می شود. در صورت نیاز به حذف، لطفا در بخش ارتباط با ما اطلاع دهید تا در اسرع وقت اقدام نماییم. با تشکر




 |  درباره ما |  ارتباط با ما |  تبلیغات |  آخرین پستها |  تیتراخبار |  خبرگزاریها |  صفحه اصلی | 

مخبر جامعترین و بزرگترین سایت جمع آوری اخبار ایران می باشد که توسط موتور هوشمند جمع آوری و پیش پردازش اخبار هزاران فید خبری را جمع آوری نموده و در اختیار مخاطبان قرار می دهد.
مخبر هیچگونه مسئولیتی در قبال محتوای منتشر شده نخواهد داشت.